بهره وري تنها يك شاخص ساده ستانده به نهاده نيست، بلكه مفهوم عميق و گسترده اي است
كه مي تواند ابعاد متنوعي از حيات اقتصادي و اجتماعي جامعه را آشكار سازد. اين
مفهوم پيوندي وسيع با آرمان هاي يك جامعه در جهت نيل به رشد و توسعه پايدار
اقتصادي، عدالت اجتماعي، محروميت زدايي و رفع فقر ، افزايش توان و رفاه ملي، كارآيي
و اثربخشي نظام مديريت و منابع انساني، توانايي تعامل فعال و كارساز با اقتصاد
جهاني و كاستن از فاصله هاي منطقه اي و بين المللي دارد، به گونه اي كه اهتمام
اصولي و موفق به هر يك از اين آرمانها بدون در نظر داشتن «بهره وري» ميسر نخواهد
بود. تحقق آرمان هاي جامعه در گرو شناخت و بهره گيري درست از منابع است. منابع اعم
از منابع فيزيكي، انساني و اجتماعي است و همه آنچه در دستيابي به منافع ملي تسهيل
گري مي كند در حوزه منابع ملت است.
در ادبيات توسعه با تمايز دو رويكرد رشد مبتني بر افزايش نهاده ها و رشد مبتني بر بهره وري، در حقيقت سهم بهره وري در ميزان رشد اقتصادي است كه ميزان تداوم پذيري و استمرار رشد را نشان مي دهد و به ميزاني كه سهم بهره وري نسبت به سهم نهاده ها افزايش مي يابد، پايداري توسعه و اتكاي آن بر قابليت هاي ملي بيشتر مي شود و اين سهم در برخي از كشور هاي آسيايي عضو سازمان بهره وري آسيا تا ميزان ۵۰ درصد از ميزان رشد اقتصادي را شامل مي شود. بنابر اين درجه پايداري و ميزان تداوم پذيري رشد و توسعه تابعي از سهم بهره وري در رشد و توسعه است.
از سوي ديگر كاهش نابرابري هاي اجتماعي مستلزم توزيع بهينه فرصت هاي كار و تلاش، آموختن و به كار بستن، دانستن و درك كردن و به كارگيري همه ظرفيت هاي جامعه در نيل به اهداف و در نتيجه ارتقاي سرانه توليد و درآمد و توزيع مناسبتر آن به دليل فعاليت آحاد جامعه و مشاركت گسترده همگاني در كار و تلاش، مي باشد و بهره وري با تاكيد بر به كارگيري كليه منابع يك جامعه در نيل به آرمان ها، زمينه هاي مناسب تري را براي كاستن از فاصله هاي اجتماعي ايجاد مي كند. البته اين جنبه از بهره وري يعني تلاش براي شناسايي، احصا و به كارگيري تمامي منابع جامعه، از جمله فراموش شده ها در ادبيات رايج بهره وري است هرچند كه مهمترين شكاف بهره وري جوامع را درك ناقص از منابع و در نتيجه تضييع منابع زوال پذير و معطل نهادن منابع پايدار تشكيل مي دهد.
همچنين بدترين نوع فقر، فقر ناشي از عدم تحرك توليد است و در شرايط موضوعيت يافتن مشاركت همگاني در كار و تضمين فعاليت همه نيرو هاي جامعه ضمن دستيابي به بهره وري بيشتر زمينه هاي ساختاري گسترش فقر و محروميت متحول مي شود و بنابراين كاهش فقر و محروميت در شرايطي ميسرتر خواهد بود كه بهره وري بهبود يابد.
سهم يك جامعه از رفاه، تابعي از توانايي هاي درون زاي آن جامعه است. به ميزاني كه سهم بهره وري در ميزان رفاهي كه جامعه از آن برخوردار است كاهش يافته و اتكاي به نهاده هاي استخراجي در تامين رفاه اجتماعي افزايش مي يابد، رفاه مستقل از بهره وري، گسترش طفيلي گري، انزوا و استيصال را موجب مي شود و به شدت در معرض تزلزل و مخاطره خواهد بود.
بهره وري سهم نظام مديريت يك جامعه در توسعه است. نهاده ها در پرتو كيفيت مديريت، توسعه پايدار را موجب مي شود و در شرايطي كه بهره وري پائين است، كارنامه نظام مديريت، تنها هزينه كردن نهاده ها است، كه در فرض بهره وري پائين حتي صلاحيت و توانايي هزينه كردن را نيز مورد ترديد قرار مي دهد / بنابراين اثربخشي و كارآيي، صلاحيت و توانايي نظام مديريت با شاخص بهره وري سنجيده مي شود و كفايت و امانتداري آن در مديريت نهاده ها با ميزان بهره وري اندازه گيري مي شود.
تعامل فعال با اقتصاد جهاني بويژه در شرايط جهاني شدن اقتصاد و گسترده تر شدن دايره تاثير و تاثرات جهاني در پرتو قابليت هاي دروني و توانايي آن در عرصه رقابت جهاني است و اقتصادي كه به توانايي هاي بيشتري در بازار رقابت جهاني دست يافته در ميدان تحولات سريع و پرشتاب جهاني، استواري و پايداري بيشتري خواهد داشت اين امر از طريق ارتقاي بهره وري قابل حصول است و در اين صورت نه تنها مي تواند سطح قابليت هاي توليدي را ارتقا بخشد، قيمت ها را كاهش داده، كيفيت را بهبود بخشد و رضايت بيشتر مصرف كنندگان را موجب شود، بلكه توانايي بيشتري هم براي حفظ ارزش ها و آرمان هاي خود خواهد داشت و در معرض شوك هاي بزرگ بين المللي آسيب پذيري كمتري خواهد داشت.
بر اين اساس بهره وري معدلي از شاخص ها و مفاهيم متنوع است. كاستي در آن كاستي در مجموعه اي از شاخص ها و بهبود آن، بهبود بسياري از امور است / ميزان وفاداري يك جامعه به اين مفاهيم در ميزان توجه و اهتمام آن جامعه به بهره وري سنجيده مي شود و اكنون در پرتو طرح تحولات اقتصادي دولت نهم و پذيرش بهره وري به عنوان موضوع مشترك ديگر بسته ها و همچنين يك بسته مستقل اين اميد را ايجاد مي كند كه اين مفهوم در اندازه هاي واقعي خود و پيوسته با همه مفاهيم مرتبط مورد توجه و اعتناي جدي تر قرار گيرد.
در ادبيات توسعه با تمايز دو رويكرد رشد مبتني بر افزايش نهاده ها و رشد مبتني بر بهره وري، در حقيقت سهم بهره وري در ميزان رشد اقتصادي است كه ميزان تداوم پذيري و استمرار رشد را نشان مي دهد و به ميزاني كه سهم بهره وري نسبت به سهم نهاده ها افزايش مي يابد، پايداري توسعه و اتكاي آن بر قابليت هاي ملي بيشتر مي شود و اين سهم در برخي از كشور هاي آسيايي عضو سازمان بهره وري آسيا تا ميزان ۵۰ درصد از ميزان رشد اقتصادي را شامل مي شود. بنابر اين درجه پايداري و ميزان تداوم پذيري رشد و توسعه تابعي از سهم بهره وري در رشد و توسعه است.
از سوي ديگر كاهش نابرابري هاي اجتماعي مستلزم توزيع بهينه فرصت هاي كار و تلاش، آموختن و به كار بستن، دانستن و درك كردن و به كارگيري همه ظرفيت هاي جامعه در نيل به اهداف و در نتيجه ارتقاي سرانه توليد و درآمد و توزيع مناسبتر آن به دليل فعاليت آحاد جامعه و مشاركت گسترده همگاني در كار و تلاش، مي باشد و بهره وري با تاكيد بر به كارگيري كليه منابع يك جامعه در نيل به آرمان ها، زمينه هاي مناسب تري را براي كاستن از فاصله هاي اجتماعي ايجاد مي كند. البته اين جنبه از بهره وري يعني تلاش براي شناسايي، احصا و به كارگيري تمامي منابع جامعه، از جمله فراموش شده ها در ادبيات رايج بهره وري است هرچند كه مهمترين شكاف بهره وري جوامع را درك ناقص از منابع و در نتيجه تضييع منابع زوال پذير و معطل نهادن منابع پايدار تشكيل مي دهد.
همچنين بدترين نوع فقر، فقر ناشي از عدم تحرك توليد است و در شرايط موضوعيت يافتن مشاركت همگاني در كار و تضمين فعاليت همه نيرو هاي جامعه ضمن دستيابي به بهره وري بيشتر زمينه هاي ساختاري گسترش فقر و محروميت متحول مي شود و بنابراين كاهش فقر و محروميت در شرايطي ميسرتر خواهد بود كه بهره وري بهبود يابد.
سهم يك جامعه از رفاه، تابعي از توانايي هاي درون زاي آن جامعه است. به ميزاني كه سهم بهره وري در ميزان رفاهي كه جامعه از آن برخوردار است كاهش يافته و اتكاي به نهاده هاي استخراجي در تامين رفاه اجتماعي افزايش مي يابد، رفاه مستقل از بهره وري، گسترش طفيلي گري، انزوا و استيصال را موجب مي شود و به شدت در معرض تزلزل و مخاطره خواهد بود.
بهره وري سهم نظام مديريت يك جامعه در توسعه است. نهاده ها در پرتو كيفيت مديريت، توسعه پايدار را موجب مي شود و در شرايطي كه بهره وري پائين است، كارنامه نظام مديريت، تنها هزينه كردن نهاده ها است، كه در فرض بهره وري پائين حتي صلاحيت و توانايي هزينه كردن را نيز مورد ترديد قرار مي دهد / بنابراين اثربخشي و كارآيي، صلاحيت و توانايي نظام مديريت با شاخص بهره وري سنجيده مي شود و كفايت و امانتداري آن در مديريت نهاده ها با ميزان بهره وري اندازه گيري مي شود.
تعامل فعال با اقتصاد جهاني بويژه در شرايط جهاني شدن اقتصاد و گسترده تر شدن دايره تاثير و تاثرات جهاني در پرتو قابليت هاي دروني و توانايي آن در عرصه رقابت جهاني است و اقتصادي كه به توانايي هاي بيشتري در بازار رقابت جهاني دست يافته در ميدان تحولات سريع و پرشتاب جهاني، استواري و پايداري بيشتري خواهد داشت اين امر از طريق ارتقاي بهره وري قابل حصول است و در اين صورت نه تنها مي تواند سطح قابليت هاي توليدي را ارتقا بخشد، قيمت ها را كاهش داده، كيفيت را بهبود بخشد و رضايت بيشتر مصرف كنندگان را موجب شود، بلكه توانايي بيشتري هم براي حفظ ارزش ها و آرمان هاي خود خواهد داشت و در معرض شوك هاي بزرگ بين المللي آسيب پذيري كمتري خواهد داشت.
بر اين اساس بهره وري معدلي از شاخص ها و مفاهيم متنوع است. كاستي در آن كاستي در مجموعه اي از شاخص ها و بهبود آن، بهبود بسياري از امور است / ميزان وفاداري يك جامعه به اين مفاهيم در ميزان توجه و اهتمام آن جامعه به بهره وري سنجيده مي شود و اكنون در پرتو طرح تحولات اقتصادي دولت نهم و پذيرش بهره وري به عنوان موضوع مشترك ديگر بسته ها و همچنين يك بسته مستقل اين اميد را ايجاد مي كند كه اين مفهوم در اندازه هاي واقعي خود و پيوسته با همه مفاهيم مرتبط مورد توجه و اعتناي جدي تر قرار گيرد.
ارسال در تاريخ یکشنبه سوم خرداد 1388 توسط محسن

