برخي از اين دوستي ها در حقيقت خودخواهي است كه در قالب دوستي عرضه مي شود و بهره اي از ديگر خواهي در آن نيست . آن دوستي عاري از خود خواهي است كه سعادت و سلامت همه آدميان را در سر مي پروراند و بر سعادتمندي آنان حريص است . خير خواه همه است و حتي ارتباط او با دشمنان نيز خير خواهانه است و بر نجات و رهايي آنان مشتاق. حتي زمانيكه با آنان در گير مي شود در انديشه فرو نهادن خشم خود نيست بلكه از سر خير خواهي و در تكاپوي نجات و رهايي او و اگر نشد دفاع از ديگر انسان ها است. اين نوع دوستي نشاني از خود خواهي ندارد و بروز جلوه هاي نابي از كمالات انساني است .
معيار تميز اين دوستي تلاقي با منافع فرد و به خطر افتادن آن است و در آن صورت است كه حقيقت دوستي ها آشكار مي گردد و همگان خواهند ديد كه دوستي در نزد برخي جز خود خواهي چيز ديگري نيست. هستند انسات هايي كه براي اصلاح و هدايت آدميان از هست خويش ايثار گرانه و فداكارانه مي گذرند و جان خود را در طبق اخلاص تقديم مي كنند و برخي ديگر در نيل به خود خواهي هاي خود حاضرند همه انسان ها و فضيلت ها را به مسلخ برند. سيري در سيره امامان بزرگوار ما جلوه هاي بي نظيري از دوستي بندگان خدا به نمايش مي گذارد و رمز ماندگاري آنان درقلوب انسان ها پس قرن ها بي ارتباط با اين حقيقت نيست، هر چند كه همه حقيقت اين نيست

